Guess.... 14 bE dAR !   mY pErSoNaL haNdWRiTtENs



حمید

شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٥
يا تو يا هيچکس ديگه!

- دیشب فیلم "آخرین وسوسه‌ی مسیح" رو ديدم. جالب بود. یه جورایی بعضی چیزاش آشنا بود برام (منظورم ادعای پیغمبری نیستا!) یه جاهاییش احساس می‌کردم اگه عیسی هم مث مردم عادی که هیچی نمی‌فهمن زندگی می‌کرد شاید از زندگیش بیشتر لذت می‌برد. خود ماها هم بعضی وقتا آرزو می‌کردیم خیلی چیزا حالیمون نشه. نمی‌دونم شاید یه جور فرار از مسوولیت باشه. نمی‌دونم.
- مخالفت‌های بعضی مردم در مورد تعطیلات این چند روزه خیلی جالب بود اما جالب‌تر از اون دلایل با‌نمک این اعتراض‌ها بود! یکی که نوشته بود این اعتراضات نشان دهنده‌ی روحیه‌ی تلاشگر!!! مردم ایرانه! جل الخالق!
- امروز ساعت حدودای یک و نیم بیدار شدم. بازم کلی‌اس‌ام اس و میس کال. راستی به ترکه می‌گن می‌دونی میس‌کال یعنی چی؟ میگه آره خب. یه واحد اندازه گیری جرمه. مثلاً می‌گن یه میس‌کال طلا یا یه میس‌کال زعفرون!
- زنگ زدم آزمایشگاه بعد از کلی الاف کردن من پشت تلفن و گذاشتن انواع آهنگای مهدکودکی بهم گفتن که نتیجه‌ی آزمایشم حاضره. منم بعد ازخوردن صبحانه!!! شال و کلاه کردم و رفتم بیرون. مجید تو راه بهم زنگ زد و قرار گذاشتیم دم در بیمارستان. نتیجه رو گرفتیم (متاسفانه نتيجه‌ی ايدزم منفی بود.. گفتم مشهور ميشم‌ها)  بعدم بردمش واسه‌ی دکتر و بعد با علی قرار گذاشتیم و جاتون خالی رفتیم سالادبار سارا. تا طرفای ساعت ۹ با هم بودیم و درباره‌ی کار با هم حرف زدیم.
- دکتر بهبودی زنگ زدن و قرار فردا رو کنسل کردن. خداییش خوشحال شدم چون امشب باید کلی می‌نشستم. منم که با وجود ۱۳ ساعت خواب دیشب انگار هنوز خستگی مسافرت هنوز از تنم بیرون نرفته!
- این آهنگ "به خاطر تو می‌خونم یا تو یا هیچکس دیگه" ی هنگامه رو هرچند بار گوش می‌دم بازم خوشم میاد. بابا هم عاشق این آهنگ هستن. خیلی حس خوبی داره آهنگش. زنده است. پر انرژیه. حرکت‌های خود هنگامه هم موقع اجراش خیلی انرژیکه... شنیدم ظاهراً کاناداست!!! (بی‌حرف پیش!
)
- امروز فهمیدم یه نویز خیلی قوی باعث کم بودن سرعت کانکشن های منه. آخه حتی با این خط های
E1 هم سرعت من نفتیه! نمی دونم چطور باید این نویز رو از بین برد. اخه نمی‌دونم این نویز اصلاً سورسش چیه..

[ خانه| آرشيو | نامه برقی ]

داغونا Daghoona
! من در یاهو YAHOO !
آرشیو 14به در Archive
آلبوم عکس های من Cochipics
داستان کوتاه های من Cochineal
ورژن انگلیسی 14به در 14bedar

درباره‌ی من:
به روز شده در تاريخ چهاردهم آوریل ۲۰۰۷

اسمم حمید، متولد هشتم آبان ۵۷ تهران. لیسانس میکروبیولوژی دانشگاه اصفهان فوق‌لیسانس علوم‌سلولی و ملکولی دانشگاه تهران و در حال حاضر دانشجوی دکترای بیوانفورماتیک دانشگاه کنکوردیا (مونترئال کانادا) هستم. اگه از خودم بخوام بگم مهمترینش اینه که  از دروغ متنفرم. هيچی تو دنيا مثل دروغ آزارم نمی‌ده. عاشق بستنی و تاب‌بازی و کارتون و مسافرت و نقاشی و موسیقی و نوشتن (یادداشت روزانه و داستان کوتاه و متوسط) و رنگ صورتی و اخيراْ عکاسی هستم. برای بچه‌ها می‌میرم .از سیاست بدم میاد اما حرصش رو می‌خورم. اینجا یادداشت روزانه می‌نویسم. سه تا وبلاگ دیگه دارم که تو یکی‌شون داستان کوتاه می‌نویسم و اون یکی آلبوم عکساییه که هراز چند گاهی گرفتم. آخری هم که خواهرخونده‌ی اينجاست يه وبلاگ انگليسيه که اونم اسمش چارده‌به دره اما دنباله‌ی آدرسش فرق می‌کنه. لينک هر سه‌شون اون بالاست. البته اون سه تا رو دیرتر از اینجا آپدیت می‌کنم. اینجا  سعی می‌کنم روزی یه بار بنویسم. به اینجا خیلی عادت کردم. نزديک چهار ساله که دارم يه بند می‌نويسم توش. یه جورایی وابسته شدم بهش. یه احساسی مثل خونه! نوشتن اينجا خيلی برام آرامش بخشه. اما آرامش‌بخش‌تر از اون مرور آرشيو اينجاست....
اين پايين هم ليست وبلاگ‌هاييه که منظم می‌خونم (به شرطی که خودشون منظم آپديت کنن!)


وبلاگ هایی که می خونم

کوچینیل
عاشقانه نرگس
دووممممم دامممممم
مانی مو‌فرفری من
خنگولانه
سنکتوم من
گلزار ادب
چلچراغ
فقط زير يک ساله‌ها بخوانند
مسعود...داش مسعود
عشق فيلم
مای ‌هوم‌پيج
یادداشت‌های منیرو روانی‌پور
داغونا
دختر نارنج و ترنج
محبوبه
اليکسير
زيرو
کوچیپیکس
سالهایی که بدون آزادی گذشت
دنیای شیشه ای
غنچه رز
قلب شیشه ای
ترانه عشق
بازتاب نفس صبحدمان
استامینوفن
کفتار
نوشته های چند گیلاس
پاگرد
نامی برای هیچکس
تب چهل درجه
برو بچه های فقیر برره
آی‌ام‌جی
نخستين برف
آئورورا
دخترم آيسان
عالی آقا در اتاوا
پروانه و روزبه و مانی
آريانای مموشی
خاطرات کانادا - مونترئال
سفرنامه های شخصی، و چندی بیش
باغ به باغ
محشر
مهرابه حرارت بودن
ازدل تاقلم
شراگيم
دفتر دانش ما جمله بشویید به می
جناب وزير
غريبه‌اشنا
کانادا از نگاه يک مهاجر